* اعضای محترم خانواده: آیا میدانید سکوت یعنی چه؟ ما پنج نفر هنوز نتونستیم این واژه رو تعریف کنیم! من سکــــــــوت میخوام!
** یکی گفت: تو باید بری مریخ زندگی کنی، چون از هیچی خوشت نمیاد! از اون روز دارم فکر میکنم که تمام بدبختی من در زندگی از این ناشی شده که از چیزهای زیادی خوشم میاومده و میاد، از سفالگری گرفته تا فلسفه. اگر یکی از وکالت خوشش نیاد، تو آمار حساب نمیشه؟
*** وسط این همه روزمرگی، برگزاری بازارچه خیریه کلی حواسمون رو پرت کرد. امروز صبح که پا شدم، احساس گمگشتگی هویتی میکردم؛ یادم رفته بود قبل از برگزاری بازارچه چه جوری روزم رو شروع میکردم.
**** رفتار من به شدت موجب سوتفاهم میشه؛ این رو میدونم... لطفا نگید مهم نیست، تو خودت باش!
***** از فردا قراره سقف رو سرمون خراب شه؛ چند روزی احتمالا من هم رو سر شیرین و همسایههاش خراب میشم. باید این یک هفتهای رو که ساز نزدم، جبران کنم.
****** ترم هم داره تموم میشه؛ یه حس ناخوشایندی بهم میگه این ترم هم شبزندهدار خواهیم بود، حتی بیش از ترم گذشته.


