شنبه 23 آذر ماه سال 1387

* اعضای محترم خانواده: آیا می­دانید سکوت یعنی چه؟ ما پنج نفر هنوز نتونستیم این واژه رو تعریف کنیم! من سکــــــــوت می­خوام!

 

** یکی گفت: تو باید بری مریخ زندگی کنی، چون از هیچی خوشت نمیاد! از اون روز دارم فکر می­کنم که تمام بدبختی من در زندگی از این ناشی شده که از چیزهای زیادی خوشم می­اومده و میاد، از سفالگری گرفته تا فلسفه. اگر یکی از وکالت خوشش نیاد، تو آمار حساب نمی­شه؟

 

*** وسط این همه روزمرگی، برگزاری بازارچه خیریه کلی حواسمون رو پرت کرد. امروز صبح که پا شدم، احساس گم­گشتگی هویتی می­کردم؛ یادم رفته بود قبل از برگزاری بازارچه چه جوری روزم رو شروع می­کردم.

 

**** رفتار من به شدت موجب سوتفاهم می­شه؛ این رو می­دونم... لطفا نگید مهم نیست، تو خودت باش!

 

***** از فردا قراره سقف رو سرمون خراب شه؛ چند روزی احتمالا من هم رو سر شیرین و همسایه­هاش خراب می­شم. باید این یک هفته­ای رو که ساز نزدم، جبران کنم.

 

****** ترم هم داره تموم می­شه؛ یه حس ناخوشایندی بهم می­گه این ترم هم شب­زنده­دار خواهیم بود، حتی بیش از ترم گذشته.

سه شنبه 19 آذر ماه سال 1387

روز تولدش را به خاطرش نمی­آورم؛

زود است برای او که بیست و یک ساله شود.

جمعه 15 آذر ماه سال 1387

                                       بازارچه مهرورزی

 

انجمن مهرآوران با همکاری کانون ناشنوایان ایران اولین بازارچه خیریه خود را در روزهای بیست و یکم و بیست و دوم آذر ماه برگزار خواهد کرد. عواید این بازارچه که از ساعت ده صبح تا هشت شب برقرار خواهد بود به کودکان نیازمند، بدسرپرست، بی­سرپرست، بیمار و معلول اختصاص خواهد یافت. با زبون خوش پاشید بیاید!  

 

آدرس: شهرک غرب، خیابان پاک­نژاد، بلوار دریا، روبروی پارک دلاوران، کوچه موج، پلاک یک، کانون ناشنوایان ایران

 

   1      2      3    >>